مستنظر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ ظِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- آنکه مهلت خواهد، مهلت خواهنده.<BR>۲- انتظار دارنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ ظِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آنکه مهلت خواهد، مهلت خواهنده. ۲- انتظار دارنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستنظر. [ م ُ ت َ ظِ ] (ع ص ) مهلت خواهنده و آنکه مهلت می خواهد. (ناظم الاطباء). ◄ درخواست کننده ٔ «نظرة» از کسی . (از اقرب الموارد). رجوع به نظرة شود. ◄ منتظرشونده کسی را. (از اقرب الموارد). رجوع به استنظار شود.
مستنظر. [ م ُ ت َ ظَ ] (ع اِ) جایگاه نظاره کردن : اندیشه نردبان کند از وهم و برشود از منظر سپهر به مستنظر سخاش . خاقانی .