مستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستن . [ م ُ ت َن ن ] (ع ص )نعت فاعلی از استنان . رجوع به استنان شود. ◄ (اِ) مستن الطریق ؛ آن قسمت از راه که واضح و هویدا باشد. (از اقرب الموارد). ◄ مستن الحرور؛ محل جریان سراب یا محل سخت شدن گرمای آن . (از اقرب الموارد). ◄ شیر بیشه . (منتهی الارب ).