مستدام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستدام . [ م ُ ت َ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استدامة. آنچه دوام آن را خواسته باشند. (اقرب الموارد). ◄ همیشه و همیشگی خواهنده . (غیاث ) (آنندراج ). پیوسته پاینده . غالباً در مورد دعا به کار میرود به معنی همیشگی و جاویدان باد، دیرینه و علی الدوام باد : أقضی القضاة حجةالاسلام زین دین کاثار مجد او چو ابد باد مستدام . خاقانی . یارب، کمال و عافیتت بر دوام باد اقبال و دولت و شرفت مستدام باد. سعدی (کلیات ص ٨١٤). - ظل عالی مستدام ؛ سایه ٔ شما مستدام . و رجوع استدامة شود.