مزوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزوار. [ م ِزْ ] (ع اِ) لغتی است بربری و اصل آن اَمِزوار یا دَمِزوار است و الف اول آن در تداول و استعمال حذف شده است و به معنی رئیس، شیخ، آقا سَرور و سردسته میباشد. ج، مَزوار، مَزوارة. (از دزی ج ١ ص ٦١٣) : ... و جعل ابا جعفر الذّهبی مزواراً للطلبة و مزواراً للاطباء و کان یصفحه المنصور و یشکره . (عیون الانباء ج ٢ ص ٧٧ سطر ٢).