مزواد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزواد. [ م ِزْ ] (ع اِ) توشه دان مسافر. ج، مَزاود. (ناظم الاطباء). مَزوَد. رجوع به مزود شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزواد. [ م ِزْ ] (ع اِ) توشه دان مسافر. ج، مَزاود. (ناظم الاطباء). مَزوَد. رجوع به مزود شود.