مزهق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزهق . [ م َ هََ ] (ع اِ) محل لغزنده . (دزی ج ١ ص ٦١٠). لغزشگاه .
مزهق . [م ُ هََ ] (ع ص ) مقتول . (اقرب الموارد). هلاک شده و نیست شده و نابودشده . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
مزهق . [ م ُ هَِ ] (ع ص ) شتاب رو. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). آن که به شتاب میرود. ◄ هلاک کننده و نابودکننده . (ناظم الاطباء). قاتل .