مزدم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزدم . [ م ُ دَم م ] (ع ص ) گرگی که سر برداشته برد بزغاله را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ تکبرنماینده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به ازدمام شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزدم . [ م ُ دَم م ] (ع ص ) گرگی که سر برداشته برد بزغاله را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ تکبرنماینده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به ازدمام شود.