مزدلفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزدلفة. [ م ُ دَ ل ِ ف َ ] (اِخ ) موضعی است میان عرفات و منی . (منتهی الارب ). نام جایی به مکه ٔ معظمه . (آنندراج ) (غیاث ). جایی در مکه ٔ معظمه مابین عرفات و منی . (ناظم الاطباء). و رجوع به مزدلفه شود. جائی است که حاجیان در آن بیتوته کنند آنگاه که از عرفات برگردند و آن بین بطن محسر و مأزمان است و در آنجاست که بین دو نماز جمع کنند و آن مشعرالحرام است . (از معجم البلدان ). و آن مشعر الحرام است که مکانی است بین منی و عرفة. (از عقدالفرید). میان منی و عرفات است و فاصله ٔ بین آن و منی چون فاصله ٔ میان مکه و منی باشد و آن نزدیک پنج میل است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و آن را جمع گویند. (از منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
مزدلفه . [ م ُ دَ ل ِ ف َ ] (اِخ ) مزدلفة : و چون آفتاب غروب کرد حاج و خطیب از عرفات بازگشتند و یک فرسنگ بیامدندتا به مشعرالحرام و آنجا را مزدلفه گویند. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ١٣٩). و مزدلفه در میان مکه و عرفات است و حجاج نماز شام و خفتن و صبح نیز آنجاگزارند و بطن محسر وادیی است میان منی و مزدلفه . (نزهة القلوب مقاله ٔ ٣ ص ٨ چ اروپا). و طرف غربی آن [ مکه ] کوه منی و کوه ثبیر و آن کوه بلند است مشرف برمنی و مزدلفه . (از نزهة القلوب مقاله ٔ سوم ص ٢).