مزح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (مص ل.) شوخی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (مص ل.) شوخی کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزح . [ م َ ] (ع مص ) مزاح کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). لاغ کردن . ظرافت کردن . خوش طبعی . ممازحة.لعب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ (اِ) خوشه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ سنبل الطیب و سنبل هندی . (ناظم الاطباء).