مردواری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مردواری . [ م َدْ ] (حامص مرکب ) شجاعت . مردانگی . دلیری : ابا چندین که دارد مردواری به دل این داغ دارد کش تو داری . فخرالدین اسعد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مردواری . [ م َدْ ] (حامص مرکب ) شجاعت . مردانگی . دلیری : ابا چندین که دارد مردواری به دل این داغ دارد کش تو داری . فخرالدین اسعد.