مرال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.) آهو، غزال.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.) آهو، غزال.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرال . [ م َ / م ِ ] (ترکی، اِ) گاو کوهی . ◄ غزال . آهو. (فرهنگ فارسی معین ) : بچه ٔ مرال امروز آوردند که هنوز پشتشان خال سفید دارد. (سفرنامه ٔ ناصرالدین شاه به مشهد، از فرهنگ فارسی معین ). رفت کند هر چه مرال است و میش برخی بازوی توانای خویش . ایرج میرزا.