فرهنگ لغت

مذیخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مذیخ . [ م ُ ذَی ْ ی ِ ] (ع ص ) رام گرداننده . (آنندراج ). نعت فاعلی است از تذییخ به معنی رام گردانیدن . رجوع به تذییخ شود. ◄ نخلی که قبول نکند گشن را. (آنندراج ): ذیخت النخلة؛ لم تقبل الابار و لم تعقد شیئاً. (متن اللغة). رجوع به تذییخ شود. ◄ خوار و حقیر کننده . غالب . (ناظم الاطباء): ذیخه ؛ ذلله، والصواب بالدال . (متن اللغة). رجوع به تذییخ و تدییخ شود.

معنی مذیخ | فرهنگ لغت