مدبوغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دباغت شده، دباغی گشته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دباغت شده، دباغی گشته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدبوغ . [ م َ ] (ع ص ) جلد مدبوغ ؛ پوست پیراسته . (مهذب الاسماء). دباغت یافته . دباغی شده . دبیغ. (از متن اللغة).