مداومة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مداومة. [ م ُ وَ م َ ] (ع مص ) بر کاری ایستادن . (از منتهی الارب ) (دستور الاخوان ). مواظبت کردن برامری . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از زوزنی ). ◄ درنگ نمودن در کاری . (از منتهی الارب ). تأنی . (متن اللغة) (اقرب الموارد). ◄ دوام کاری را طلب کردن . (از اقرب الموارد). همیشه داشتن چیزی را. (از منتهی الارب ). محافظت . (یادداشت مؤلف ).