مداقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مداقه . [ م ُ داق ْ ق َ / ق ِ ](از ع اِمص ) باریک بینی . استقصاء. (یادداشت مؤلف ). دقت کردگی . حساب از روی دقت و درستی . (ناظم الاطباء). - مداقه کردن ؛ دقت کردن و باریک شدن در موضوعی . به دقت وارسی کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مداقه . [ م ُ داق ْ ق َ / ق ِ ](از ع اِمص ) باریک بینی . استقصاء. (یادداشت مؤلف ). دقت کردگی . حساب از روی دقت و درستی . (ناظم الاطباء). - مداقه کردن ؛ دقت کردن و باریک شدن در موضوعی . به دقت وارسی کردن .