مخلفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخلفة. [ م َ ل َ ف َ ] (ع اِ) جای خلاف که نوعی از بید است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). زمینی که در آن درخت خلاف که نوعی از بید است باشد. (ناظم الاطباء). ◄ منزل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). - مخلفة مِنی ̍ ؛ فرودآمدنگاه مردم در منی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) سبب بوی گرفتن دهان : نومة الضحی مخلفةللفم ؛ خواب نیم روز سبب بوی گرفتن دهان است . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
مخلفة. [ م ُ ل ِ ف َ ] (ع ص ) مؤنث مُخلِف . ناقه ای که آبستن نماید و نباشد. (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ماده شتری که آبستن نماید ونباشد. (ناظم الاطباء). ◄ شتری که از نه سالگی درگذشته باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ماده شتری که از نه سالگی درگذشته باشد. (ناظم الاطباء).