مخبون
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- جامة در نوشته و دوخته.<BR>۲- طعام پنهان کرده و ذخیره نهاده برای روزهای سختی.<BR>۳- در علم عروض سبب خفیفی که در اول رکن باشد اسقاط حرف ساکن آن کرده شود چنان که از «فا» در فاعلاتن «الف» بیندازند «فعلاتن» شود.<br>