مخبول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- آن که به فساد عقل و تباهی عضو دچار باشد.<BR>۲- در علم عروض خبل اجتماع خبن و طی است در «مستفعلن»، «متعلن» بماند، «فعلتن» به جای آن بنهند و این فاصلة کبری است.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- آن که به فساد عقل و تباهی عضو دچار باشد.<BR>۲- در علم عروض خبل اجتماع خبن و طی است در «مستفعلن»، «متعلن» بماند، «فعلتن» به جای آن بنهند و این فاصلة کبری است.<br>