محفد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محفد. [ م َ ف ِ ] (ع اِ) چیزی است که ستور را در آن علف دهند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ اصل (و لغتی است در محتد). ◄ بن کوهان شتر. ◄ نقش و نگار جامه . ◄ قصر سلطان . ج، محافد. (منتهی الارب ).
محفد. [ م ِ ف َ ] (ع اِ) چیزی است که ستور را در آن علف دهند. ◄ کناره ٔ جامه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نگار جامه . (مهذب الاسماء). ◄ پیمانه و آن قدحی باشد. ◄ زنبیل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
محفد. [ م ُ ف ِ ] (ع ص ) کسی که می شتاباند. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ شتر یا شترمرغ شتاب رونده . ◄ خدمتگاری که برای کردن کاری شتابان می رود. (ناظم الاطباء).