محاوله
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ وِ لِ) [ ع. محاولة ] (مص ل.)<BR>۱- تیز نگریستن به سوی چیزی.<BR>۲- حیله کردن برای به دست آوردن چیزی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ وِ لِ) [ ع. محاوله ] (مص ل.) ۱- تیز نگریستن به سوی چیزی. ۲- حیله کردن برای به دست آوردن چیزی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاولة. [ م ُ وَ ل َ ] (ع مص ) حِوال . قصد کردن چیزی را. (از منتهی الارب ). خواستن و جستن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ چشم انداختن به سوی چیزی و تیز نگریستن . (از منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
آهنگ، قصد، نگرش تیزبینی، تیزنگری حیلهگری حیله کردن قصد کردن