محافظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ فِ) [ ع. ] (اِفا.) نگهبان، حافظ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ فِ) [ ع. ] (اِفا.) نگهبان، حافظ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محافظ. [ م ُ ف ِ ] (ع ص ) نگهبانی کننده . (آنندراج ). نگهبان . (ناظم الاطباء). حافظ. حفیظ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پاسبان و حارس . ◄ دستگیر و حامی . ◄ فرمان گزار. ◄ حاکم . ◄ ناظر. (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
آفتابی [عینک]، حائل
حامی، نگهدار، مدافع، نگهبان، قیم، پیشمرگ، بیغرض، بپا، مراقب امنیتی، حراستی، ایمنی، استحفاظی، حفاظتکننده، مأمور، مرزبان
واژگان فارسی سره واژهدان
نگهدارنده، نگهبان، گوشدار، پاسدار، پاسبان