فرهنگ لغت

مثفرق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مثفرق . [ م ُ ث َ رِ ] (ع ص ) لبن مثفرق ؛ شیری که هنوز خفته نباشد. (منتهی الارب ). شیری که هنوز خفته نشده و بسته نشده باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی مثفرق | فرهنگ لغت