مثبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثبر. [ م ُ ث َب ْ ب ِ ] (ع ص )بازدارنده از حاجت . (آنندراج ) (منتهی الارب ). کسی که باز می دارد. (ناظم الاطباء). و رجوع به تثبیر شود.
مثبر. [ م َ ب ِ ] (ع اِ) مجلس . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). محل نشستن انسان، و ابن اثیر گوید غالباً در مورد شتر گویند. (از ذیل اقرب الموارد). ◄ محل قطع. ◄ مفصل . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد). محل فصل . (ناظم الاطباء). ◄ آنجا که کودک بر زمین آید. (مهذب الاسماء). محل زادن زن و گویند هذا مثبره ؛ ای مسقط رأسه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جایی که زن و یا حیوانی می زاید. (ناظم الاطباء). جایی که زن در آنجا می زاید. (از اقرب الموارد). ◄ جای زادن ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ کشتنگاه شتر قمار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).