متودع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متودع . [ م ُ ت َ وَدْ دِ ] (ع ص ) ملایم و سلیم و نرم دل و آرام . (ناظم الاطباء). و رجوع به تودع شود. ◄ دردگین یکی از اعضاء. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متودع . [ م ُ ت َ وَدْ دِ ] (ع ص ) ملایم و سلیم و نرم دل و آرام . (ناظم الاطباء). و رجوع به تودع شود. ◄ دردگین یکی از اعضاء. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).