متوجد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متوجد. [ م ُ ت َ وَ ج ج ِ ] (ع ص ) شکایت نماینده بیخوابی و جز آنرا. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). شکایت کننده از بیخوابی . (ناظم الاطباء). ◄ اندوهگین . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ملول و محزون . و رجوع به توجدشود. ◄ ناخوش و بیمار. (ناظم الاطباء).