متهتک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ هَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.) رسوا شونده، متفضح.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ هَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.) رسوا شونده، متفضح.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متهتک . [ م ُت َ هََ ت ْ ت ِ ] (ع ص ) رجل متهتک، مرد بی پروای که ازرسوایی باک ندارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بی پروا. رسوا. مفتضح . پرده دریده . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : دولت ز مهتر متهتک جدا سزد از تو جدا مباد که بس بی تهتکی . سوزنی . و از متهتکان قفچاق یکی بود که نام او بچمن بود. (جهانگشای جوینی ).