متنجز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ نَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- آن که از دیگری بخواهد تا حاجت وی روا کند.<BR>۲- روا کنندة حاجت ؛ ج. متنجزین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ نَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آن که از دیگری بخواهد تا حاجت وی روا کند. ۲- روا کننده حاجت ؛ ج. متنجزین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متنجز. [ م ُ ت َ ن َج ْ ج ِ ] (ع ص ) روایی خواهنده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).و رجوع به تنجز شود. ◄ کسی که تعجیل میکند در هر چیزی بطور لیاقت و روایی . (ناظم الاطباء).