فرهنگ لغت

متقارش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متقارش . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) نیزه های با هم پیوسته در معرکه . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). درآمیخته در جنگ . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تقارش شود.

معنی متقارش | فرهنگ لغت