فرهنگ لغت

متقاربه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متقاربه . [ م ُ ت َ رِ ب َ ] (ع ص ) مؤنث متقارب : و ازمنه ٔ متفاوته و متناسبه و حرکات متقاربه و متباعده و مراتب اوتار و مدارج و تراکیب اوزان و الحان نشان کرد. (سندبادنامه ص ٦٥). و رجوع به متقارب معنی اول شود.

معنی متقاربه | فرهنگ لغت