متصلصل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متصلصل . [ م ُ ت َ ص َ ص ِ ] (ع ص ) بانگ کرده . و تندر غرنده و بانگ کننده . ◄ برگرداننده ٔ آواز در حلق . ◄ زیور صدا کننده . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تصلصل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متصلصل . [ م ُ ت َ ص َ ص ِ ] (ع ص ) بانگ کرده . و تندر غرنده و بانگ کننده . ◄ برگرداننده ٔ آواز در حلق . ◄ زیور صدا کننده . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تصلصل شود.