متشهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متشهل . [ م ُ ت َ ش َهَْ هَِ ] (ع ص ) آب روی رفته . تشهل ماءِ الوجه ؛ رفتن آب روی است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشهل شود. ◄ پژمرده سیما. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متشهل . [ م ُ ت َ ش َهَْ هَِ ] (ع ص ) آب روی رفته . تشهل ماءِ الوجه ؛ رفتن آب روی است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشهل شود. ◄ پژمرده سیما. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).