متشدق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متشدق . [ م ُ ت َ ش َدْ دِ ] (ع ص ) به تکلف فصاحت نماینده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). کسی که به تکلف فصاحت می نماید. (ناظم الاطباء). ◄ فسوس کننده مردم را. (منتهی الارب ). استهزاء کننده . (ذیل اقرب الموارد). منه الحدیث : ابغضکم الی الثرثارون المتشدقون . (ذیل اقرب الموارد) ◄ آن که در تکلم بانگ فراوان می زند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تشدق شود.