متدانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متدانی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) همدیگر نزدیک .(آنندراج ). نزدیک و پهلوی یکدیگر. (ناظم الاطباء). ◄ کم و ضعیف شونده . (فرهنگ فارسی معین ). - بحر متدانی ؛ بحر متدارک . بحر متسق . رجوع به متدارک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متدانی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) همدیگر نزدیک .(آنندراج ). نزدیک و پهلوی یکدیگر. (ناظم الاطباء). ◄ کم و ضعیف شونده . (فرهنگ فارسی معین ). - بحر متدانی ؛ بحر متدارک . بحر متسق . رجوع به متدارک شود.