مبتهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبتهر. [ م ُ ت َ هََ ] (ع ص ) مشهور به عشق فلان زن . (ناظم الاطباء). مشهور شده به عشق زنی . (از منتهی الارب ).
مبتهر. [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص ) دعوی دروغ کننده به زنا. (از منتهی الارب ). آنکه دعوی دروغ کند گوید زنا کردم و حال آنکه نکرده . (آنندراج ). ◄ آن که افترای به دروغ میکند بر کسی و یا نسبت خیر میدهد به کسی که لایق و سزاوار آن نیست . (ناظم الاطباء). ◄ دشنام دهنده کسی را به چیزی که در وی بود. (از منتهی الارب ). ◄ زاری کننده و الحاح نماینده در دعا. (آنندراج )(از منتهی الارب ). آنکه هر ساعت دعا کند و ساکت و خاموش نمیشود. (ناظم الاطباء). و رجوع به ابتهار شود.