مباهلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مباهلة. [ م ُ هََ ل َ ] (ع مص ) همدیگر را نفرین کردن یعنی دعای بد کردن . (غیاث ) (آنندراج ). یکدیگر رانفرین کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). یکدیگر را لعن کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). یکدیگر را لعنت و نفرین کردن و آن چنین است که چون اختلافی میان قوم روی دهد گرد هم آیند و گویند لعنةاﷲ علی الظالم منا؛ لعنت خدای بر ستمکار از میان ما دو فرقه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - یوم المباهله ؛ روز مباهله مطابق است با بیست و چهارم ذی الحجةالحرام و آن روز دعوت رسول (ص ) نصارای نجران را مباهله بود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). روزی است که پیغمبر اسلام (ص ) در سال دهم هجرت با دخترش فاطمه (ع ) و علی (ع ) حسن (ع ) و حسین (ع ) از مدینه بیرون شدند تا با بزرگان نصارای نجران بایستندو مباهله کنند. لیکن نجرانیان از بیم نپذیرفتند و با پیغمبر مصالحت کردند و رجوع به تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ٢ ص ٣٧٧ ببعد و روضةالصفاء و حبیب السیر ج ١ ص ٤٠٦ و تفسیر گازر ج ٢ ص ٦١ و ٦٢ و تاریخ ابن اثیر ج ٢ ص ١٤٢ و کشف الاسرار ج ٢ ص ١٤٧ منتهی الاَّمال ص ٦٩ شود.