مبالغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مبلغ.<BR>۱- مقدارها.<BR>۲- وجوه، پولها.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مبلغ. ۱- مقدارها. ۲- وجوه، پولها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبالغ.[ م َ ل ِ ] (ع اِ) ج ِ مبلغ. به محاوره ٔ فارسی مال راگویند. (آنندراج ). وجوه . پولها. (فرهنگ فارسی معین ). مبلغها و زرهای بسیار. (ناظم الاطباء) : تا به چهل سال که بالغ شود خرج سفرهاش مبالغ شود. نظامی . ◄ ج ِ مبلغ. بسیار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقدارها. (فرهنگ فارسی معین ) : و هم در لحظه دو هزار پری را اسیر کردند و مبالغی ویرانی بکردند. (اسکندرنامه نسخه ٔ خطی سعید نفیسی ). وزیر گفت ای پادشاه در آنجا مبالغی بستانهای خوش و آبهای روان پدید آمده است . (جوامعالحکایات ). در استماع کلمات آن فرستادگان مبالغ تحامل ایشان را تحمل فرماید. (المعجم چ دانشگاه ص ١٦). و نهان و آشکارا خود را به بلاد مسلمانان می افکندند خصوصاً از قهستان که مبالغی خلق جلا کردند. (جهانگشای جوینی ).
مبالغ. [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) تمام رسنده در کار. (آنندراج ). ساعی و جاهد و رنجبر. و هر آنکه در کاری افراط کند و مبالغه نماید. (ناظم الاطباء).
مبالغ. [ م ُ ل َ ] (ع ص ) مبالغه شده و افراط شده . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
مقادیر، مقدارها، اندازهها، مبلغها وجوه، پولها
واژگان فارسی سره واژهدان
هزینهها، اندازهها