مبالات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. مبالاة ] (مص ل.) اندیشه و تفکر در کار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. مبالاه ] (مص ل.) اندیشه و تفکر در کار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبالات . [ م ُ ] (ع مص، اِمص ) (از «مبالاة» عربی ) باک داشتن . (دهار) (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (غیاث ) (آنندراج ). ◄ اندیشه کردن . (غیاث ). التفات کردن . (آنندراج ). مأخوذ از تازی تدبیر و اندیشه و تفکر در کار و قید و توجه و بصیرت و آگاهی . (ناظم الاطباء). - بی مبالات ؛ بی تدبیر و بی قید و بی فکر و اندیشه و بی پروا و بی اعتناء. (ناظم الاطباء). - قلت مبالات ؛ بی توجهی و غفلت .(ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
توجه، دقت احتیاط، پروا اندیشیدن، فکر کردن التفات کردن، توجه کردن، مداقه باک داشتن، ترسیدن اهتمام ورزیدن