مبارزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ رِ زِ) [ ع. مبارزة ]<BR>۱- (مص ل.) جنگیدن، کارزار کردن.<BR>۲- (اِمص.) محاربه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ رِ زِ) [ ع. مبارزه ] ۱- (مص ل.) جنگیدن، کارزار کردن. ۲- (اِمص.) محاربه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبارزه . [ م ُ رَ زَ / رِ زِ ] (از ع، اِمص ) از مُبارَزَة عربی . رجوع به ماده ٔ بعد شود.
مترادف و متضاد واژهدان
جنگ، رزم، کارزار، محاربه، ناورد، نبرد جنگیدن، رزمیدن
فرهنگ طیفی واژهدان
رقابت، زورآزمایی، مسابقه، آزمایش، ماراتون، تورنامنت، مجموعه مسابقات ورزش دور نهایی، نیمه نهایی، یکچهارم نهایی المپیک، پاراالمپیک (پارالمپیک)، جام جهانی، مسابقات (قهرمانی) جهانی المپیاد، کنکور لیگ، مسابقات ویژه فعالیت
واژگان فارسی سره واژهدان
نبرد، ستیز، چالش، پیکار، آورد