ماسور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) = ماشور. ماشوره: چیزی در هم آمیخته.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (ص.) ۱- گرفتار، محبوس.۲ - کسی که به احتباس بول مبتلی است.
(اِ.) = ماشور. ماشوره: چیزی در هم آمیخته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماسور. (ص ) چیزی درهم آمیخته را گویند و به این معنی با سین نقطه دار هم آمده است چه در فارسی سین و شین به هم تبدیل می یابند. (برهان ). در برهان بر وزن ناسور به معنی چیز درهم آمیخته آورده . (آنندراج ) (انجمن آرا). هرچیز درهم آمیخته . (ناظم الاطباء). =ماشور =ماشوره . چیزی درهم آمیخته . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماشور و ماشوره شود.
ماسور. (اِخ ) دهی از دهستان کرگاه است که در بخش ویسیان شهرستان خرم آباد واقع است و ٤٠٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).