ماسو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماسو. (اِ) گلیم، ظاهراً به شین معجمه است چنانکه بیاید. (فرهنگ رشیدی ). در رشیدی به معنی گلیم نوشته . (آنندراج ) (انجمن آرا). و رجوع به ماشو شود.
ماسو. (اِخ ) دهی از دهستان شهرویران است که در بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع است و ٥٠٦ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).