مارسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مارسان . (ص مرکب ) به شکل مار. به اندام مار : بند دم کژدم فلک را زان نیزه ٔ مارسان گشاید. خاقانی . - مارسانان ؛ اوفیوریدها . یکی از پنج رده ٔ خارپوستان که دریازی بوده و ساختمان داخلی بدن آنها کاملاً شبیه ستارگان دریایی است با این تفاوت که بدن مارسانان ستاره ای ولی صفحه ٔ مرکزی از پا کاملاً جداست، بازوها نازک و هیچیک از ملحقات دستگاه گوارش و تناسلی در آنجا دیده نمیشود... بازوها حرکات موجی شبیه دم مار در سطح افقی و در جهات مختلف انجام میدهند و اسم این رده بهمین علت انتخاب گردیده است . و رجوع به جانورشناسی عمومی ج ١ ص ٢٤٥ و ٢٦١ شود.
مارسان . [ رِ ] (اِ مرکب ) بمعنی مارستان است که بیمارستان و دارالشفا باشد. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به مارستان و بیمارستان شود.