فرهنگ لغت

ماخط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ماخط. [ خ ِ ] (ع ص ) آنکه آب و مشیمه از بچه ٔ نوزاده دور کند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ناتج . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی ماخط | فرهنگ لغت