لویشن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لویشن . [ ل َ وی ش َ ] (اِ) لویش . لبیشه . لویشه . لباشه . لواشه . لباچه . رجوع به هر یک از مدخل ها در ردیف خود شود : لطف او شد نشیمن صهبا قهر او شد لویشن دریا. خاقانی (از جهانگیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لویشن . [ ل َ وی ش َ ] (اِ) لویش . لبیشه . لویشه . لباشه . لواشه . لباچه . رجوع به هر یک از مدخل ها در ردیف خود شود : لطف او شد نشیمن صهبا قهر او شد لویشن دریا. خاقانی (از جهانگیری ).