لویس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لویس . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان سردشت بخش سردشت شهرستان دزفول، واقع در ٢٤٠٠٠گزی شمال باختری سردشت و ١٣٠٠٠گزی جنوب ایستگاه راه آهن شهبازان . کوهستانی، گرمسیر و مالاریائی . دارای ١٢٠٠ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات، انجیر و انار. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . ساکنین آن از طایفه ٔ عشایر بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
لویس . [ ل ِ ] (اِخ ) ماتیو گرگوری . رمان نویس انگلیسی، مولد لندن (١٧٧٥-١٨١٨ م .). رجوع به لوئیس شود.
لویس . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن شارلمان (ملک اکیطانیه ). (الحلل السندسیة ج ٢ ص ٢٠٨، ٢٠٩، ٢١٠، ٢١١، ٢١٦، ٢٦٧).