لنگر نگاه داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نِ. تَ) [ یو - فا. ] (مص ل.) کنایه از: زمام اختیار را از دست ندادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. نِ. تَ) [ یو - فا. ] (مص ل.) کنایه از: زمام اختیار را از دست ندادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنگر نگاه داشتن . [ ل َ گ َ ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) لنگر از کف ندادن . - لنگر نگاه نداشتن ؛ از اعتدال بدررفتن . سراسیمه شدن . (مجموعه ٔ مترادفات ص ٣٣٧).