فرهنگ لغت

لم و لانسلم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لم و لانسلم . [ ل ِ م َ وَ ن ُ س َل ْ ل ِ ] (ع جمله ٔ اسمیه ) برای چه، و استوار نمی داریم . و آن در مباحثه هنگام انکار قول طرف گفته شود : فقیهان طریق جدل ساختند لم و لانسلم درانداختند. سعدی .

معنی لم و لانسلم | فرهنگ لغت