لقیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لقیف . [ ل َ ] (ع ص ) چست . ◄ زیرک . یقال : رجل ثقیف ٌ لقیف . ◄ حوض فروریخته از زیر فراخ کرانه . (منتهی الارب ). ◄ حوض پرآب . (مهذب الاسماء). ◄ چاه استوارناکرده بناء از کلوخ برآورده . ◄ چاه پرآب که به کندن آب جاری گردد. (منتهی الارب ).