لغز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لُ غَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- چیستان، سخن سر بسته و مشکل.<BR>۲- راههای کج و معوج.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لُ غُ) (اِ.) (عا.) خُرده، عیب، ایراد.
(لُ غَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- چیستان، سخن سر بسته و مشکل. ۲- راههای کج و معوج.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لغز. [ ل ُ ] (ع اِ) لُغُز. لُغَز. (منتهی الارب ). چیستان . دیسان . (لغت محلی شوشتر ذیل دیسان ). ج، الغاز. ◄ سوراخ کلاکموش و سوسمار و موش . لَغْز. لُغَز. (منتهی الارب ).
لغز. [ ل َ ] (ع اِ) سوراخ کلاکموش و سوسمار و موش . لُغَز. لُغز. (منتهی الارب ).
لغز. [ ل ُ غ ُ ] (ع اِ) چیستان . لُغَز. ج، اَلغاز. (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
چیستان، معما انتقاد، ایراد، خرده، لغاز متلک
واژگان فارسی سره واژهدان
یاوه گویی، لیچارگویی