لعبت بازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لعبت بازی . [ ل ُ ب َ ] (حامص مرکب ) عمل لعبت باز. خیمه شب بازی . عروسک بازی . بازیگری : چو در بازی شدند آن لعبتان باز زمانه کرد لعبت بازی آغاز. نظامی . جهان ناگه شبیخون سازیی کرد پس آن پرده لعبت بازیی کرد. نظامی .