فرهنگ لغت

لام کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لام کردن . [ ک َ دَ ](مص مرکب ) دوتا شدن و رکوع بقصد تعظیم : بر در توچو ببیند خدمت را حاسد لامها کرده، ز غم با قد چون نون گذرد. رضی الدین نیشابوری . رجوع به لام شود.

معنی لام کردن | فرهنگ لغت